تبليغاتX
زندگی یک نفس و ان هدیه به یه هم نفس - رد پای اب

تو دستت٬من درونم پینه بسته

تو پایت٬من دلم در گل نشسته

نمی دانم چه رازی در زمین است

که هر ازاده ای قلبش شکسته

و اما.....اورده اند که:

پیر سالخورده ای گستاخی می کرد.انسانی او را

سرزنش کرد.پیر گفت:چه کنم؟اب و گل مرا چنین

سرشته اند.دیگری گفت:اب و گل را نیکو سرشته اند

اما لگد کم خورده است.

 

+ نوشته شده توسط مریم در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 12:53 |

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس