
نوبهار امده٬با ایل گل از راه ازدحام گل بابونه٬گل یاس
چقدر این منظره زیباست

بهار امده تا بگوید نفسی فرصت دیدن داری
تا ته کوچه٬فقط پای دویدن داری
بهار امده تا نیفکنی دور٬چنین میوه احساست را
گر چه کالی٬ولی وقت رسیدن داری
بهار امده تا نشکند پشت دلت٬از بار غم حادثه ها
مثل یک بید ٬فقط حق خمیدن داری

تو نگفتی ولی از لحن نگاهت پیداست
که نه دل گفتن و نه گوش شنیدن داری
بهار امده تا پشت خانه ات
به میهمانی گل رو که بهار می گذرد

+ نوشته شده توسط مریم در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 و ساعت
17:35 |

