
زاهدی میهمان پادشاهی بود چون به طعام بنشستند
کمتر از ان خورد که عادت او بود و چون به نماز ایستاد
بیش از ان خواند که ارادت او بود تا ظن صلاحیت در حق
او زیادت شود.چون به منزل خویش باز گشت سفره خواست
تا غذا تناول کند.پسری صاحب فراست داشت که گفت:
ای پدر!مگر در مجلس سلطان طعام نخوردی؟گفت:در نظر
ایشان چیزی نخوردم که به کار اید.پسر گفت:پس نماز را
هم قضا کن که چیزی نخواندی که به کار اید!!!!!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده توسط مریم در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 و ساعت
19:32 |

