تبليغاتX
زندگی یک نفس و ان هدیه به یه هم نفس

تو دستت٬من درونم پینه بسته

تو پایت٬من دلم در گل نشسته

نمی دانم چه رازی در زمین است

که هر ازاده ای قلبش شکسته

و اما.....اورده اند که:

پیر سالخورده ای گستاخی می کرد.انسانی او را

سرزنش کرد.پیر گفت:چه کنم؟اب و گل مرا چنین

سرشته اند.دیگری گفت:اب و گل را نیکو سرشته اند

اما لگد کم خورده است.

 

+ نوشته شده توسط مریم در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 12:53 |

 

نوبهار امده٬با ایل گل از راه   ازدحام گل بابونه٬گل یاس

                      چقدر این منظره زیباست

بهار امده تا بگوید نفسی فرصت دیدن داری

تا ته کوچه٬فقط پای دویدن داری

بهار امده تا نیفکنی دور٬چنین میوه احساست را

گر چه کالی٬ولی وقت رسیدن داری

بهار امده تا نشکند پشت دلت٬از بار غم حادثه ها

مثل یک بید ٬فقط حق خمیدن داری

تو نگفتی ولی از لحن نگاهت پیداست

که نه دل گفتن و نه گوش شنیدن داری

بهار امده تا پشت خانه ات  

به میهمانی گل رو که بهار می گذرد

 

+ نوشته شده توسط مریم در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 و ساعت 17:35 |

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس