تبليغاتX
زندگی یک نفس و ان هدیه به یه هم نفس

در غروب روز عاشورای خون

روز نقش عشق بر طغرای خون

جمع هفتاد و دو تن از خون برون

همچو شبنم خفته بر گلبرگ خون

در هیاهو لشگر باطل همه

سرنگون شد اهل بیت فاطمه

خیمه گاه عشق و دین اتش گرفت

ای خدا عرش برین اتش گرفت

کودکان از خیمه بیرون ریختند

مثل گل پرپر به هامون ریختند

گرد زینب حلقه ماتم زده

عالمم صبر و سکون بر هم زده

سرخوشان وصل را سرور حسین

راهیان عشق را رهبر حسین

دلباخته ابا عبد ا...زیارت عاشورا یادت نره.التماس دعا

 

+ نوشته شده توسط مریم در شنبه بیست و نهم دی 1386 و ساعت 8:39 |

چه امده ای خدا بر سر سقای ما

خفته به دریای خون پیکر سقای ما

علقمه شد لاله گون

عمو شده غرق خون

تشنه ام اما عمو تشنه دیدار تو

بگو به من ای پدر چه شد علمدار تو

سقا که شنید اخر لب تشنه فدا گردد

دست از تن سرداری اینگونه جدا گردد

تنها و غریبانه در علقمه جان دادی

پاسخ به فداکاری بر خط امان دادی

جان به فدای تو و دست و سر و دیده ات

ز هستی ات بگذری که این بود ایده ات

امده در علقمه فاطمه دل غمین

ز سوز غم می زند ناله به اه حزین

 

 

+ نوشته شده توسط مریم در جمعه بیست و هشتم دی 1386 و ساعت 7:44 |

کنار قتلگاه زهرای اطهر

کشد اه از جگر با دیده تر

ز داغ ماتم نور دو عینش

زند گاهی به سینه گاهی بر سر

همی گوید حسینم جان مادر

ترا نشناختند این قوم کافر

بگو مادر چه امد بر سر تو

جدا کردند سر از پیکر تو

جوانانش ترا کشتند و گشتی

غریب و بیکس و تنها حسینم

تو ماندی و بدنهای عزیزان

به خون غلطان در این صحرا حسینم

 

+ نوشته شده توسط مریم در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 10:55 |

ای کعبه عشقت حرم راز و نیازم

عمریست که با یاد تو در سوز و گدازم

ارباب تو هستی و منم خسته گدایت

یکدم نشود از کرمت قطع نیازم

تنها ز تو دم می زنم و دم به دم عمر

یادت شده ای مایه جان همدم و رازم

جان می دهم اما ندهم مهر تو از کف

مهرت شده مهر سند عشق و جوازم

عمری به خطا رفتم و شادم به ولایت

لطفی کن و از راه خطا دار تو بازم

گیرم که بسوزم به سزای عمل خویش

با اتش هجران تو ای دوست چه سازم

عمرم سپری گشت و ندیدم حرمت را

افسوس نباشد به جهان عمر درازم

اکنون که امید سفری نیست به سویت

با گوشه چشمی ز عنایت بنوازم

 

+ نوشته شده توسط مریم در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 و ساعت 12:17 |

بر در دولتسرایت سالهاست

بنده ای خدمتگزارم یا حسین

تا نهی یکدم قدم بر دیده ام

سالها چشم انتظارم یا حسین

در خط سرخ تو با خصم پلید

در ستیزی اشکارم یا حسین

واژه وحشت مرا نا اشناست

تا توئی اموزگارم یا حسین

در تداوم برقیام و نهضتت

مکتبت را پاسدارم یا حسین

تا مقیمم در دیار عشق و خون

دور از شهر و دیارم یا حسین

گر نباشم بنده ای پرهیزکار

عاشقی امیدوارم یا حسین

 

+ نوشته شده توسط مریم در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 و ساعت 11:13 |

نمک پرورده خوان حسینم

تمام عمر مهمان حسینم

در این عالم٬در ان عالم همیشه

رهین جود و احسان حسینم

اگر چه روسیاهی پر گناهم

هر انچه هستم از ان حسینم

به لطف دائمش امیدوارم

که باشد شافع فردا حسینم

کریمان بر گنه کاران ببخشند

بدان را نیز بر خوبان ببخشند

عزاداران بزم کربلا را

ز جود و رحمت و احسان ببخشند

کریمان میزبان گردند و انگه

خطای رفته مهمان ببخشند

کنار سفره بی منت تو

منم مهمان جودت یا حسینم

 

+ نوشته شده توسط مریم در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 11:21 |

ای سر بی بدن خیر مقدم

بوده ای شاهد رنج و دردم

با تن نیلی و روی زردم

شاهد داغ تو اه سردم

با خبر کن ز غم دخترت را

کی جدا کرده از تن سرت را

کی به طفلی یتیمم نموده

باب غم را به رویم گشوده

جان بابا به جسمم نشانه

ضرب سیلی و تازیانه

قلبم از حسرت اتش گرفته

هر پدر دست طفلش گرفته

تا رهائی مرا از اسیری

تن نداری که دستم بگیری

قاتلت همسفر گشته با ما

دم به دم داده ما را تسلا

چون دلم را فراق تو خون کرد

دشمن از ناقه ام سرنگون کرد

ای سر بی بدن خیر مقدم

از غم دوریت ناله کردم

 

+ نوشته شده توسط مریم در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 و ساعت 12:31 |

جان در طلب مهر تو در سوز و گداز است

وین دل به تمنای غمت غرق نیاز است

ای دامن احسان و کرم روز قیامت

دست همه مخلوق به سوی تو دراز است

درها چو شود بسته به رویم مخورم غم

پیوسته به رویم در امید تو باز است

خود کشته اگر در ره اسلام و نمازی

قد قامت سرخت به خدا عین نماز است

ایند به دربار تو شاهان به گدایی

قربان حسینم که بسی بنده نواز است

 

+ نوشته شده توسط مریم در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 12:30 |

عشق تو در سینه دارم یا حسین

از فراقت بی قرارم یا حسین

مهر تو داده مرا عز و شرف

هر چه دارم از تو دارم یا حسین

بر تو و راه تو و نام تو شد

عشق ورزیدن شعارم یا حسین

از در لطفت نگردم نا امید

من گدایی کهنه کارم یا حسین

چونکه در دنیا به عشقت زنده ام

خوفی از عقبا ندارم یا حسین

بس که دارم جرم و عصیان و گناه

از حضورت شرمسارم یا حسین

گر تو هم رانی مرا از درگهت

رو به درگاه که ارم یا حسین

 

+ نوشته شده توسط مریم در جمعه بیست و یکم دی 1386 و ساعت 10:23 |
 

عالم امروز پر از شور و نوا می بینم

شیعیان را همه با رخت عزا می بینم

هر کجا می گذرم بانگ عزا می شنوم

هر که را می نگرم نوحه سرا می بینم

غم تو خون به دل پیر و جوان کرد حسین

روی گیتی همه جا کرب و بلا می بینم

یک طرف قاسم و عباس و علی اکبر را

با قد و قامت و بالای رسا می بینم

سید و سرور سالار شهیدانی تو

همه جا روی تو انگشت نما می بینم

چون شدی کشته٬ خدا عمر ابد بخشیدت

روش و راه تو را رمز بقا می بینم

بیجهت نیست که در تربت پاکت ز شرف

از عنایات خدا رمز شفا می بینم

از پی خون تو و نهضت جانپرور توست

دین اسلام گر امروز به جا می بینم

پدر و مادر من باد فدای تو حسین

گر شود جان به فدای تو روا می بینم

 

 

+ نوشته شده توسط مریم در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 21:45 |

در بهار شهادت و در دهه اول ماه محرم

کلبه ام را به عزاداری بزم کربلا (اپ روزانه)

اختصاص داده ام٬ای عاشق اهل بیت

همراه و همدلم باش تا میهمان و سوگوار

گوهر دریای ولایت٬ناب ترین واژه قاموس

شهادت٬عزیز دل زهرا و رسول عالمین

ابا عبد ا...الحسین (ع) باشیم. یا علی

 

+ نوشته شده توسط مریم در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 11:35 |

خانم و اقای توسعه خواستند بدون هماهنگی قبلی

با صاحب خانه وارد خانه ای شوند٬اما هر چه در زدند٬

کسی جواب نداد مجبور شدند از پنجره وارد شوند.

خانم توسعه وارد اشپزخانه شد.صاحب خانه نه تنها

فریزر نداشت٬بلکه یخچالش هم بسیار فرسوده بود.

به اجاق گاز نگاهی کرد٬اجاق گاز فر نداشت.قابلمه ها

دود زده بودند.اقای توسعه از داخل سالن گفت:مبل ها

هم به درد نمی خوره باید عوض بشن.خانم توسعه گفت:

بهتره فهرستی تهیه کنیم و به ترتیب اولویت لوازم رو عوض

کنیم.

بچه ی صاحبخانه که با شنیدن صدای انها از خواب بیدار شده

بود و با حیرت انها را نگاه می کرد پرسید:ببخشین٬شماها

دزد هستین؟خانم و اقای توسعه گفتند:نه دخترجان!ما اومدیم

تا به شما کمک کنیم.صاحب خانه وقتی که از خواب بیدار شد

دید همه افراد خانواده با دو نفر غریبه دور میز جمع شده اند

و تبادل نظر می کنند.به خانم و اقای توسعه نگاه کرد وگفت:

ببخشین٬بنده شماها رو به جا نمی ارم!انها از روی صندلی

بلند شدند و یک صدا گفتند:ما از طرف موسسه بین المللی

توسعه به اینجا اومدیم و هدف مون توسعه اس.

خانم توسعه گفت:اگه ممکنه به چند سوال ما پاسخ بدین.

صاحب خانه گفت:حتما٬ولی اول یه چیزی میل کنین و ظرف

میوه و شیرینی را از یخچال بیرون اورد و روی میز گذاشت.

خانم توسعه گفت:لطفا از وضع کار و درامد تون بگین.

صاحب خانه گفت:بنده درامد مختصری دارم٬اندک ارثی هم

به من رسیده که هرازگاهی کمی از اون رو می فروشم تا

دخل و خرجم برابر بشه.خانم و اقای توسعه یک صدا گقتند:

دیگه بهتر از این نمیشه٬می تونیم بودجه ی لازم رو از باقی

مانده ارث تون تامین کنیم.

چند روز بعد خرت و پرت های کهنه را دور ریختند و لوازم نو

خریدند.به جای ان همه دیگ و قابلمه دود گرفته پیرکس٬

تفلون٬مولینکس٬میکسر٬ماکروویو و ............خریدند.یخچال

ساید بای ساید و اجاق گاز فردار استاندارد امریکایی و

لباسشویی ایتالیایی هم جزو خرید های جدید برای خانه بود.

مبل های فرسوده  هم دور ریخته شد و مبل های نو با طرح

لویی چهارده ساخت فرانسه خریدند.خانم و اقای توسعه با

رضایت خاطر بسیار خانه را ترک کردند٬اما این بار از در و بسیار

محترمانه.افراد خانواده برای شام باقیمانده غذای هفته پیش

را گرم کردند و خوردند اما از فردای ان روز پشت میز

می نشستند و یکدیگر را تماشا می کردند.

منبع:محمد جواد خردمند

 

+ نوشته شده توسط مریم در جمعه چهاردهم دی 1386 و ساعت 13:23 |

علی جان و جهان عارفان است

علی روح زمین و اسمان است

علی ایینه ایمان و بینش

علی راز شگفت افرینش

علی رمز شکوفایی       علی جان شکیبایی

خم هستی به یادش میزند جوش

جهان از عطر نامش مست و مدهوش

که امد تا همیشه وامدارش

شجاعت در پناه ذالفقارش

سخاوت تشنه دریای جودش

عدالت روشن از نور وجودش

                       عید     غدیر        خم       مبارک

یا حیدر  یا نور الیقین

ذکر تو روح شقایق

روح تو بهر حقایق

در شب معراج احمد

همنشین کبریایی

هر که هستم٬هر چه هستم

یا علی دل بر تو بستم

چون تو راز افرینش

رحمت بی انتهایی

یا امیرالمومنین٬

ای همسر بانوی کوثر

ای پناه بی پناهان

با غم ما اشنایی

ایت حق٬شیر یزدان

شاه ملک لا فتی

نور مطلق٬مرد مردان

ساقی عرض و سمایی

                          عید        ولایت       مبارک

 

 

+ نوشته شده توسط مریم در جمعه هفتم دی 1386 و ساعت 9:33 |

احادیثی از ان پرچمدار سبز هدایت و امامت:

هر که تقوای الهی داشته باشد٬ابهت اجتماعی می یابد

و هر که مطیع خداوند باشد دیگران مطیع او خواهند بود.

اعتبار مردم در دنیا به مال است و در اخرت به عمل.

لذت خواب در شب زنده داری و خوشمزه گی طعام

در گرسنگی است.

نارضایتی پدر و مادر ٬کم توانی را به دنبال دارد و ادمی

را به ذلت می کشد.

 

+ نوشته شده توسط مریم در چهارشنبه پنجم دی 1386 و ساعت 13:30 |

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس